معماریِ سکوت در سینمای پرهیاهو؛
اختصاصی| انتخاب های حساب شده، حضور در تولیدات بین المللی و نقش های سنگین، مسیر صعودی لاله مرزبان شد!
لاله مرزبان به عنوان یکی از پدیدههای بازیگری نسل جدید سینمای ایران، در سالهای اخیر توانسته است مسیر حرفهای خود را با تعهد و دوری از حواشی، در سینما و شبکه نمایش خانگی تثبیت کند؛ کارنامه او نه بر اساس شهرتهای زودگذر تلویزیونی، بلکه بر مبنای نقشآفرینیهای چالشبرانگیز در فیلمهای سینمایی کارگردانان بزرگ و مولف نظیر ابراهیم حاتمیکیا، محسن قرائی و به ویژه رضا میرکریمی بنا نهاده شده است.
به گزارش میار، مرزبان با این انتخابهای هوشمندانه، خود را از یک بازیگر جوان و نوظهور به یک بازیگر حرفهای در قامت سینمای ایران معرفی کرده است. نقطه عطف محوری در کارنامه مرزبان، نامزدی سیمرغ بلورین در چهلمین جشنواره فیلم فجر برای ایفای نقش در فیلم نگهبان شب (۱۴۰۰) بود. این موفقیت، به منزله مهر تأییدی بر اعتبار و انتقال موفق او از فضای سریالسازی که آغازگر شهرت او بود، به وادی بازیگری جدی سینما محسوب میشود. این دستاورد به وضوح نشان میدهد که مرزبان بازیگری را با رویکردی روشمند و هدفمند دنبال کرده و توانسته است در فضای متزلزل سینمای ایران، مسیری صعودی و باثبات را طی کند.
تضاد میان حسابداری و شور تئاتر
لاله مرزبان متولد ۲۹ دی ۱۳۷۲؛ در ازنا، استان لرستان چشم به جهان گشوده است، مسیر آموزشی غیرمرتبطی را پیش از ورود جدی به عرصه هنر طی کرده است. او فارغالتحصیل رشته لیسانس حسابداری است. این انتخاب آکادمیک در نگاه اول ممکن است متضاد با روحیه آزاد هنری به نظر برسد اما پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، مرزبان به دنبال شور و علاقه نوجوانیاش رفت و دورههای آزاد بازیگری را در دانشگاه تهران گذراند. علاقه او به بازیگری از دوران نوجوانی با فعالیت در تئاتر مدرسه آغاز شده بود.
ورود او به دنیای حرفهای هنر در سن ۱۶ سالگی (حدود سال ۱۳۸۸) و با ایفای یک نقش کوتاه در سریال هوش سیاه به کارگردانی مسعود آبپرور رقم خورد. این شروع زودهنگام، به رغم مخالفتهای اولیه خانواده مبنی بر ورود به عرصه بازیگری، نشاندهنده اراده جدی او برای پیگیری این حرفه بوده است. این تضاد میان تحصیل در رشتهای با دیسیپلین و منطق مانند حسابداری، در کنار تلاش مستمر و هدفمند برای بازیگری از نوجوانی، نشان میدهد که مرزبان هنر را نه از سر تفنن، بلکه با یک برنامه بلندمدت و با جدیت یک حرفه تخصصی دنبال کرده است. این رویکرد روشمند در انتخاب پروژهها، به خصوص در همکاریهای بعدی با کارگردانان شناختهشده، به عنوان یک مزیت حرفهای مهم برای او در سینمای پرچالش ایران عمل کرده است. علاوه بر فعالیتهای هنری، مرزبان به رشتههای ورزشی مانند تنیس، شنا و والیبال نیز علاقهمند بوده و آنها را به صورت حرفهای دنبال میکرده است.
گامهای آغازین در قاب کوچک
اولین تجربه مرزبان در مقابل دوربین، با بازی در نقش زهره در مجموعه تلویزیونی پلیسی هوش سیاه (۱۳۸۹) به کارگردانی مسعود آبپرور به دست آمد. هرچند این نقش کوتاه بود اما مرزبان را وارد فضای حرفهای تلویزیون کرد. در سالهای بعد، او حضور خود را در سریالهای پربیننده صداوسیما تثبیت کرد. از جمله این آثار میتوان به سریال درام و اجتماعی آنام (۱۳۹۶) به کارگردانی جواد افشار اشاره کرد که مرزبان در آن نقش آفرین ثروتیان را ایفا کرد.
یکی دیگر از نقشهای تلویزیونی برجسته او، بازی در فصل سوم سریال پرطرفدار ستایش (۱۳۹۸) به کارگردانی سعید سلطانی بود. او در این مجموعه، نقش نازگل فردوس را ایفا کرد و به عنوان جایگزین بازیگر قبلی، مورد توجه گسترده مخاطب عام قرار گرفت. این نقشها، اگرچه لزوماً چالشبرانگیز نبودند اما مرزبان را به مخاطب عام معرفی کردند و زمینه شهرت لازم برای ورود به پروژههای سینمایی مهمتر را فراهم آوردند.
زیر سقف دودی
مسیر ورود مرزبان به سینما با نقشآفرینی در فیلم زیر سقف دودی (۱۳۹۵) به کارگردانی پوران درخشنده پررنگ شد. او با طی کردن یک فراخوان انتخاب بازیگر، برای نقش کیانا در این فیلم انتخاب شد و در کنار بازیگران صاحبنامی همچون مریلا زارعی، فرهاد اصلانی و بهنوش طباطبایی قرار گرفت.
با این حال، بازخوردهای اولیه منتقدان سینمایی نسبت به این فیلم و به تبع آن، بازی بازیگران جوانش، مثبت نبود. برخی منتقدان، نقشآفرینی مرزبان و ابوالفضل میری را در میان بازیگران جوان "ناپخته" ارزیابی کردند و ضعفهای فیلمنامه را به بازیها نیز تزریق شده دانستند. این نقد اولیه، در عین تلخی، نقش مهمی در تغییر استراتژی حرفهای مرزبان ایفا کرد. این بازخورد، مرزبان را به سمت همکاریهای بعدی با کارگردانانی سوق داد که بر بازیگری متعهد و عمیق تمرکز دارند و او تلاش کرد تا ضعفهای بازیگری اولیه خود را ارتقا دهد و انتخابهای استراتژیکتری داشته باشد.
اعتبار از حاتمیکیا تا قرائی
مرزبان پس از تجربه زیر سقف دودی، عمداً مسیر خود را به سوی پروژههایی با کارگردانان شناختهشده و معتبر سینمای ایران تغییر داد تا اعتبار حرفهای خود را افزایش دهد. این مرحله، آغازگر تبدیل او به یک بازیگر سینمایی با پرسونای جدی است.
به وقت شام
در سال ۱۳۹۶، مرزبان در فیلم به وقت شام به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا حضور یافت. این فیلم که با مقیاس تولید بالا و با موضوع مبارزه با داعش ساخته شد، مرزبان را در کنار بازیگران اصلی همچون بابک حمیدیان و هادی حجازیفر قرار داد. حضور در پروژهای با اعتبار حاتمیکیا، که کارگردانی با انضباط و سوابق درخشان در سینمای ایران است، اعتبار صنعتی مرزبان را افزایش داد. همچنین، اکران ویژه این فیلم با زیرنویس زبان اشاره برای ناشنوایان، نشاندهنده تمایل این کارگردان به پروژههایی با تأثیر اجتماعی بود؛ رویکردی که بعدها به صورت عمیقتر در انتخاب نقش او در نگهبان شب بازتاب یافت.
بیهمهچیز
یکی از مهمترین قدمهای مرزبان در تثبیت خود به عنوان یک بازیگر دراماتیک جدی، بازی در فیلم بیهمهچیز (۱۳۹۹) به کارگردانی محسن قرائی بود. این فیلم اقتباسی دراماتیک و موفق از نمایشنامه مشهور ملاقات بانوی سالخورده اثر فریدریش دورنمات بود.
مرزبان در این فیلم نقش آسیه، دختر معتمد روستا (با بازی پرویز پرستویی) را ایفا کرد که یک معلم مدرسه است و دلبسته معلم دیگری است. حضور او در کنار بازیگران سنگین وزنی مانند پرویز پرستویی، هدیه تهرانی، باران کوثری و هادی حجازیفر، نشاندهنده اعتماد کارگردان به توانایی او برای ایستادن در کنار نسلهای پیشین بازیگران بود. بیهمهچیز در سی و نهمین جشنواره فجر موفقیت چشمگیری کسب کرد و برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه اقتباسی و جایزه هیئت داوران شد.
مهمانخانه ماه نو
مرزبان همچنین تجربه حضور در تولیدات مشترک بینالمللی را در کارنامه خود دارد. او در فیلم مهمانخانه ماه نو (۲۰۱۹)، محصول مشترک ایران و ژاپن به کارگردانی تاکفومی تسوتسویی، نقش مونا، دختر نوشین را ایفا کرد. این پروژه مرزبان را در معرض تجربه همکاریهای فرامرزی قرار داد که خود گام مهمی در توسعه دیدگاه حرفهای یک بازیگر جوان محسوب میشود.
انتخاب استراتژیک؛ همکاری با رضا میرکریمی
اوج بلوغ هنری لاله مرزبان تا کنون، بازی در فیلم نگهبان شب (۱۴۰۰) به کارگردانی رضا میرکریمی، یکی از کارگردانان برجسته و مورد احترام سینمای ایران است. مرزبان در این فیلم، نقش دختری کمشنوا را ایفا کرد. این نقش به طور فزایندهای از او تعهد و توانایی درونی طلب میکرد.
این کاراکتر به عنوان یک نقش سنگین و دراماتیک شناخته شد که فرصتی برای نمایش مهارتهای بازیگری عمیق و کار بر زبان اشاره (که مرزبان پیش از فیلمبرداری، بیش از یک ماه برای یادگیری آن تمرین کرده بود) فراهم آورد. مرزبان خود این تجربه را بزرگ و عجیب توصیف کرده است. موفقیت او در خلق این شخصیت پیچیده و درونی، نشاندهنده پیشرفت چشمگیر وی در مقایسه با ارزیابیهای اولیه از بازیگریاش است.
نامزدی سیمرغ
نتیجه درخشان این نقشآفرینی، نامزدی لاله مرزبان برای دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن در چهلمین جشنواره فیلم فجر (۱۴۰۰) بود. او در این دوره در کنار بازیگرانی چون طناز طباطبایی، سارا بهرامی، ژیلا شاهی و لادن مستوفی در فهرست نامزدها قرار گرفت.
این نامزدی نه تنها یک افتخار شخصی، بلکه نشانگر گذر موفق مرزبان از دوره بازیگری ناپخته به بازیگری با اعتماد به نفس قوی و درک عمیق از کاراکترهای پیچیده است. او موفق شد در کنار تورج الوند، بازیگر نقش مقابل، رابطه دراماتیک پیچیده بین رسول (کارگر) و دختر ناشنوا را با ظرافت خلق کند. این بلوغ دراماتیک و کسب اعتبار رسمی، اصلیترین دلیل برای معرفی او در قامت یک بازیگر حرفهای سینمای ایران است.
تسخیر پلتفرمها
لاله مرزبان جدیدترین گام حرفهای خود را با ایفای نقش اصلی "آبان اسفندیاری" در سریال آبان (۱۴۰۳) در شبکه نمایش خانگی برداشت. این سریال در ژانر درام/رمانتیک به کارگردانی رضا دادویی ساخته شده است و مرزبان در کنار بازیگران مطرحی چون شهاب حسینی، امین حیایی و بهاره کیان افشار قرار گرفته است. انتخاب مرزبان برای این نقش از سوی کارگردان، به عنوان "انتخاب اول" تیم تولید اعلام شده است.
بازخوانی یک "پیشنهاد بیشرمانه" در سینمای ایران
سریال آبان به دلیل هسته مرکزی داستان خود، توجه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کرد. داستان درباره آبان اسفندیاری، یک زن جوان و نخبه اقتصادی است که برای اجرایی کردن پروژه خود، نیازمند سرمایهگذاری است. در این مسیر، فریبرز ثابت (با بازی شهاب حسینی)، یک مرد قدرتمند و ثروتمند، شرطی غیراخلاقی در قرارداد کاری با او میگذارد؛ آبان باید از همسرش (امیر پرتوی) جدا شود.
منتقدان، این پلات اصلی را به طور مستقیم با فیلم مشهور هالیوودی Indecent Proposal (۱۹۹۳) مقایسه کردند و آن را بازخوانی یک "پیشنهاد بیشرمانه" در بستر اجتماعی-اقتصادی امروز ایران دانستند. پذیرش نقش قهرمان زن (آبان) در چنین اقتباس بحثبرانگیزی و حضور در پلتفرمهای VOD (که معمولاً فضای ممیزی کمتری نسبت به تلویزیون دارند)، توانایی مرزبان در ایفای یک پرسونای قوی و پرحاشیه را به چالش کشید.
این نقش نشان داد که مرزبان میتواند پروژههای سنگین تجاری-دراماتیک را به دوش بکشد و همچنین، بازتاب عمومی سریال نیز بسیار گسترده بود. مرزبان در مصاحبهای از تجربه مواجهه با مردم در بانک سخن گفت که از او درباره سرنوشت شخصیتهای ثابت و امیر در سریال سؤال میکردند. در سینمای ایران که نقش زنان همواره درگیر کلیشههای سنتی بوده است، ایفای نقش یک زن نخبه و درگیر با یک دو راهی اخلاقی-اقتصادی در سطح آبان، یک ریسک حرفهای مثبت و قدمی رو به جلو برای بازیگران زن محسوب میشود.
قرار دادن مسیر مرزبان در بستر چالشهای جنسیتی
مسیر حرفهای مرزبان در بستری اتفاق میافتد که چالشهای جدی برای زنان بازیگر در سینمای ایران وجود دارد. سینمای ایران غالباً مسیری دشوارتر برای بازیگران زن تعریف کرده است که با سانسورهای سلیقهای و محدودیتهای مکرر مواجه هستند و اغلب نقشها به کلیشههای سنتی (مادر فداکار، همسر مطیع) محدود میشود.
با این حال، موفقیت مرزبان در ایفای نقشهایی که خارج از چارچوب کلیشههای معمول قرار میگیرند، نشان میدهد که سینمای امروز ایران به دنبال فرار از چارچوبهای سختگیرانه است. مرزبان توانسته است این چالشهای جنسیتی را به فرصتی برای تثبیت نقشهای اصلی زنانه و پیچیده تبدیل کند. او نماینده نسلی از بازیگران زن است که در دورهای از سینما به اوج میرسند که اعتراضات جدی علیه خشونتها و تبعیضهای جنسیتی وجود دارد.
فراتر از یک چهره نوظهور
لاله مرزبان با پشتوانه تئاتر، آموزش حرفهای و مهمتر از آن، انتخابهای هوشمندانه در همکاری با کارگردانان مولف (به جای تمرکز صرف بر کارهای گیشهای)، جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر جدی در سینمای ایران تثبیت کرده است، او با این دستاوردها، دیگر یک چهره نوظهور صرف نیست؛ بلکه یک بازیگر حرفهای در سینمای ایران است که در مرز بین فضای هنری (سینمای جشنوارهای میرکریمی) و فضای تجاری (شبکه نمایش خانگی) با موفقیت در حال حرکت است. چشمانداز آینده او مستقیماً به استمرار در انتخاب نقشهای چالشبرانگیز و دوری از کلیشهها بستگی دارد. انتظار میرود او بتواند در سالهای آتی، افقهای جدیدی را در سینمای امروز ایران برای نقشهای زنانه ترسیم کند.



